جرعه جرعه می کشم به سر
من سبوی داغ غصّه را
ذره ذره آب می شوم
بشنو این سرود و قصّه را
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:31  توسط محسن کشاورز
|
در مملکت ما از قدیم الایام رسم بر این بوده که جوان به پیر کوچک به بزرگ وسواره بر پیاده توجه و احترام می کرده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 12:5  توسط محسن کشاورز
|
امروز پنجم فروردین ماه از سال ۱۳۸۸می باشد و اولین روز کاری پس از تعطیلات رسمی نوروز محسوب می گردد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 13:11  توسط محسن کشاورز
|
من بی ولای آل علی جان نمی دهم
مهر حسین به ملک سلیمان نمی دهم
عالم اگر چه وارث پیغمران بود
یک حرف دفترت به دو لقمان نمی دهم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 13:38  توسط محسن کشاورز
|
در ادامه اجرای طرح یاریگران جوان ۱۸۸۸ امروز باید از مدرسه دخترانه مریم دیداری داشته باشیم. طبق هماهنگیهای بعمل آمده این دیدار باید راس ساعت ۱۲ظهر انجام پذیرد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 8:21  توسط محسن کشاورز
|
این سر خوشان از نسل آبند
سرچشمه خورشید نابند
در خاطر دیوار خانه
برانتظار دیده قابند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 14:48  توسط محسن کشاورز
|
تو از دیار کدامین ستاره می آیی
چو ماه غرقه به خون پاره پاره می آیی
چو دشت لاله وجودت پر از شراره عشق
چو شعله سرکش و بی استخاره می آیی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:29  توسط محسن کشاورز
|
می سوزی وفروغ کتاب زمانه ای
می سازی و به بزم دلم شمع خانه ای
شعرت امید رویش فصلی ز زندگیست
در باغ ما امید دل هر جوانه ای
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 13:2  توسط محسن کشاورز
|
بیان روشن یک درد است خطوط مبهم پیشانی
نوشته دست قضا غم را در این صحیفه پنهانی
به نعش من تو بیا ای گل نماز عاطفه برپا کن
در این هوای غبار آلود شدم چو آینه قربانی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:56  توسط محسن کشاورز
|
عرفان افسرده
من و باغ عرفان افسرده ام گلستان گلهای پژمرده ام
من و یک جهان آرزوهای پیر من و دشت این سینه مرده ام
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 13:2  توسط محسن کشاورز
|